من جایی هستم که تو رهایم کردی
بر روی جاده نیستی
اینجا ماه هرگز روشنی نمی بخشد
و در طی زمان به زردی می گراید
و از ابر تا ابر
بر بالهای پرنده ای سپید
من اجازه دادم که گروگان گرفته شوم
چرا که بدون تو
دیگر هیچ نظمی وجود ندارد
و من تباه می شوم
من به انتهای دنیا رفتم
طلب بخشش کردم
من اینجا منتظرت هستم
زیر ستارگان منظومه النسق
انگار صدایی بود
گمشده در جهان
آیا ممکن است تو باشی؟
آه امیدوارم
همانگونه که تو انتظار داشتی عمل می کنم
اما زمان به سختی می گذرد
اما نمی توانم از افکار کودکانه دست بکشم
از من چه می خواهی که انجام دهم؟
هیچ چیز سکر آور تر از رسیدن به تو نیست
و من همواره بر آن باور دارم
ما را در سایت سوگند مهربانی ... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 12