
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
من عاشق خودش بودم و کُل خانوادهاش؛ لعنتیهای دوستداشتنی، همهشان زیبا و خوشتیپ و شیکپوش...به خانه ما که میآمدند، حالم عوض میشد. نه که عاشق باشم نه، بچه ده یازده ساله از عشق چه میفهمد؟ فقط مثلا یادم هست یک بار مدادرنگی بیست و چهار رنگی را که دوست پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آورده بود نوی نو نگه داشتم تا عید، که آنها آمدند و هدیه کردم به او؛ که جا گذاشت و برگشت به شهر قشنگ خودشان......
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
من دنیای کوچکم رادر جعبه نقره نهفته نگاه داشتمستارگان، یک اقیانوساندکی از ابدیت، یک فلوتِ پاناما من چیزی از تو ندارمتویی که بسیار دلتنگت هستممن جایی هستم که تو رهایم کردیبر روی جاده نیستیاینجا ماه هرگز روشنی نمی بخشدو در طی زمان به زردی می گرایدو از ابر تا ابربر بالهای پرنده ای سپیدمن اجازه دادم که ...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
من عاشق خودش بودم و کُل خانوادهاش؛ لعنتیهای دوستداشتنی، همهشان زیبا و خوشتیپ و شیکپوش...به خانه ما که میآمدند، حالم عوض میشد. نه که عاشق باشم نه، بچه ده یازده ساله از عشق چه میفهمد؟فقط مثلا یادم هست یک بار مدادرنگی بیست و چهار رنگی را که دوست پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آورده بود نوی نو...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
http://shereno.com//./export.php?op=poemjava&id=334053">> گاهی وقتا نمیشهبد بیاری پشت بد بیاری امیدوارم این یکی خیلی زود حل بشه و تموم ناراحتی هامو بر طرف کنه فکر می کنم دیگه همه چی داره درست میشه تو این موقعیت گم شدن گوشی ام واقعا اتفاق خوبی نبود برای من دلم خوش بود به پرسهxa0زدن های بی وقف...
ادامه مطلب
به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی توسپیده دم آیم، مگر تو را جویم، بگو کجایینشان تو، گه از زمین گاهی ز آسمان جویمببین چه بی پروا، ره تو میپویم، بگو کجایی xa0 کی رود رخ ماهت از نظرم، نظرمبه غیر نامت کی نام دگر ببرماگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجاییبه دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهیفتادهام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهی xa0 xa0 یک دم از خیال من نمیروی ای غزال مندگر چه پرسی ز حال منتا هستم من، اسیر کوی توام، به آرزوی تواماگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجاییبه دست تو دادم، دل پر...
ادامه مطلب
خدای مهربانم به خاطر لحضه هایی که فرصت نفس کشیدن و زندگی کردن به من دادی سپاسگزارم آرزوهایم را به تو می سپارم. تولد بیست و شش سالگی ام مبارکxa0 شاد شکیبا و مهربان بمانید در پناه خدا...
ادامه مطلب
xa0 دغدغه های مرا پایانی نیست!هــرچه بغـض گفتــم و اشــک نوشتــــم ،خــواندی و تصــور کردی شعــری دیگــر است !!! xa0 این روزا که گذشت و سختی ها و دردســر ها و ... که تمــوم شـــد ...مــیرم میزنم رو شــونه خـــدا و میگــم :" جنبــه رو حـــال کردی رفیــق ؟!! شاعر: "milad tehrani ؟!!Ps:yani mishe in roozha begzare...
ادامه مطلب
دارم فکر می کنم چقدر مسخره یکسال تمام صبر میکنم تا این روزها بشه چشمم به صفحه موبایل و میل باکس! منتظر تبریک... منتظرم بهم بگن دوباره متولد شدم! خودم اینو نمیدونم!!!!!؟ دلخوشم... به همین ها...! اما تا کی؟ تو این یکسال چندتا پست گذاشتم؟ می بینی که خیلی کم! حتی از پست هام هم معلومه کاری نکردم! دلخوشم به همین حرفهای کلیشه ای.. xa0" چه فرقی می کند مهر باشد یا آبان و یا آذر ماه...!؟ وقتی تو باشی و پاییز باشد باران، برگها و ابر باشند زندگی رنگ دیگری دارد؛ من و پاییز هر دو عاشق تو هستیم! نگاه تو در شع...
ادامه مطلب
بشنو از نی چون حکایت می کندxa0 از جدایی ها شکایت می کند کز نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند.... xa0...
ادامه مطلب
من صبورم اما به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم من صبورم اما چه قَدَر با همه ی عاشقی ام محزونم و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم اما بی دلیل از قفس کهنه شب می ترسم بی دلیل از همه تیرگی رنگ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند من صبورم اما آه این بغض گران صبر چه میداند چیست؟! شاعر:#حمید مصدق xa0 خدای مهربانم تمام لحظات زندگی ام را به تو می سپارم . سپاسگزارم در پناه خدا شاد شکیبا و مهربان باشید xa0...
ادامه مطلب
توی هال آموزشگاه منتظر شروع کلاسم بودم. همیشه روزایی که میرم یه دختر و پسر حدودا 4-5 ساله اونجا هستند که با مامان و باباشون میان و با هم دوستند. بر خلاف دفعه های قبل که هر دو مشغول بازی بودند این بار پسر کوچولو روی صندلی نشسته بود غرق بازی با موبایل باباش.دختر کوچولو سرگردون وسط هال راه میرفت یه بارxa0 سرامیک هارو یکی در میون میرفت یه بار توی تک تک سرامیک ها پا میگذاشت. تا اینکه مامان باران گفت وقت رفتنه. باران کلافه بود یه حرفی روی زبونش بود. فرنام من خیلی حوصله ام سر رفته .و الان برم خونه احتی...
ادامه مطلب
بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانیxa0 من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم تو میروی به سلامت سلام من برسانی سعدیxa0 این روزا دچار اختلاف نظر شدم شدید اونم با خودمxa0 اصلا نمیدونم چه حالی دارم xa0 واقعا سردرگممxa0 ولی مدام فکر میکنم به زودی به یه نتیجه درست میرسمxa0 کاش تکلیفم با خودم مشخص میشد xa0 ...
ادامه مطلب